بخش سوم:

آدمها به خاطر یه چیزیشون آدم میخواد زنشون شوهرشون بشه. قدتون ، دماغتون ، چشمتون ،بدنتونه،

پاتونه، پولتونه ، مدرکتونه ، پدرتونه ، سنتونه ، ایرانی بودنتونه . تو هوا که  آدم عاشق کسی نمیشه .

یک کسی شما رو به خاطر خودتون دوست داشته باشه. اولا شما خودی بدون اینها نیستید . دوم اصلن

مادرتون هم شما رو بدون این چیزها دوست نداره . که او دوست داشته باشه . پرت و پلاها چیه . خودم

را برای خودم دوست داشته باشد. ! این همون چیزیست که تو فیلمهای ایران بود . طرف وقتی میخواست

طرف رو امتحان بکنه با وجودیکه ارباب خونه بود و میلیونها دلار ثروت داشت وقتی تو ماشین نشسته بود

، دختر رو که میدید میگفت نه من راننده این خونه هستم . و بعد  هم برای مدت دو سه ماهی رل راننده

رو بازی میکرد. برای اینکه میخواست ببینه که آیا این واقعا مرا دوست دارد ؟! یا ثروت مرا دوست دارد .

خوب یه دفعه هم این سوال رو نمیکرد تو این آدمی با این سن و سال و این وضعیت وقتی راننده باشی

این برای چی تو را دوست داشته باشد. پس معلومه عیب و ایرادهای فراوونی داره . ولی اونوقت ما

دلمون خوش بود:نه من را چون در حالت فقر دوست داشت پس در حالت ثروت هم دوست دارد . نه . خبر

بد برات دارم . این فقط ثروتت رو دوست داره و بعد هم حالش یه ذره بد تر از این بوده . ای بسا غالب

اوقات هم میدونسته که تو راننده نیستی . فقط یه بازیگری . ولی خوب ما دلمون به این چیزها خوش

بود . این بود که فیلمهای ما اینجوری بود . درست مث فیلمهای هندی ...

 

یه زمینه های فرهنگی داریم دیگه . بنابراین دلم میخواد یه ذره موضوع  پول رو جدی بگیرید و بازی هم در

نیارید . پول من و پول تو هم نکنید . اولا نگید چون من پولو در میارم مال منه . من حق انتخاب دارم .

ندارید. ندارید. دوم این بازی رو در نیارید که من احتمالا پول به تو میدم پس تو دیگه ساکت باش . من یه

چیزی رو بگم که الان به خاطرم رسید . من برخی از اوقات تو کار تراپی با خانمی روبرو میشدم که

میدیدم از خودش و همسرش متنفره . باورم کنید تمام کن و کاوی که میکردم چرا؟ میدیدم هیچ دلیلی

برای این کار نیست . به دفعه متوجه یک مساله میشدم و اون مساله این بود که : پانزده ساله این دوتا

ازدواج کردن . و این مرد کسی بوده که زنش هر وقت میگفته من پول میخوام اگر میگفته صد دلار میگفته

دویست دلار بردار یا دویست دلار بهش میداده. هروقت . هیچ وقت هم ازش حساب نمیخواسته. بنابراین

همیشه حرف مرد این بوده که زنم هر وقت پول میخواد بهش میدم . اما ماجرا یه چیز دیگه است . بین

چهارده ماهگی تا سی و شش ماهگی سه تا چیزی که به ما آسیب میزنه . یکی مساله ادرار و مدفوع و

یکی مساله آزادی و انتخاب و یکی موضوع دیگه این هست که ما در این مدت اگر وقتی که محتاجیم پدر و

مادر ما رو سرزنش کنن ، تحقیر کنن ، تنبیه کنن یک گره ای تو مغز ما میخوره که وقتی که محتاجیم

احساس  بسیار بدی میکنیم و از خودمون و اون آدمی که بهش محتاجیم متنفر میشیم . یعنی چی ؟

یعنی من وقتی که به مادرم میگم یه لیوان آب به من بده میگه : کار دارم یا الان به تو یه لیوان آب دادم .

یا وقتی که برمیگردم میگم اینو به من بده میگه : صبر کن دیگه . چقدر حرف میزنی . بیست تا مهمون

دارم . بچه به تدریج به این نتیجه میرسه تو کودکی که دقیقا تو مغزش گره میخوره که من وقتی محتاجم

بدم . و وقتی که محتاجم فرد مورد تنفرم و از مادری که این کارو میکنه که بچه ها تو ذهنشون موضوع

مرگش میاد و اینه که بعدا سر مرگ مادرگرفتاری پیدا میکنن این حال رو پیدا میکنن . نتیجه چی میشه ؟

مثل بسیاری از ما خجالت میکشیم جلو مردم غذا بخوریم . خجالت میکشیم جلو مردم بخوابیم و

استراحت کنیم . خجالت میکشیم بریم تو یه خونه ای بگیم که ما میخواهیم بریم دستشویی . حتی یه

بازی ای درمیاریم که مثل اینکه ما اصلن دستشویی نمیریم و غذا هم نمیخوریم . ! چرا؟ برای انکه یه

پیامی تو کودکی ما افتاده که روزی که تو محتاجی تو بدی. و فرد مورد تنفری. حالا روزی که شما به

همسرتون میگین عزیزم هر وقت  پول خواستی به من بگو بهت میدم و هر وقت هم که پول خواسته

بهش میده . شما نمیدونید چه میکنید . به تدریج او رو از خودش و از خودتون متنفر میکنید . در حالی که

همیشه بهش پول دادید. بنابراین هرگز هرگز این کارو با همسرتون نکنید. اگر شما کسی هستید که پول

رو یا در میارید یا در اختیارتونه اون رو به حسابش بریزید یا  به طور کلی در اختیارش بگذارید . شما این رو

بریزید به حساب یا یه جایی بگذارید بدون اینکه او به شما بگه . نفس گفتن احساس حقارت و کوچکی به

وجود میاره که ته اش چاه تنفره . هیچ چیز دیگه هم نیست . بنابراین تو رابطه ها قرار نیست این بازی در

بیاد. این بچه های بیچاره رو هم برای دادن پنج دلار و ده دلار این بازی ها رو سرشون در نیارید . مگه

دیروز بهت پول ندادم؟! ما مگر بچه بودیم بهمون چی میدادن . خوب هیچی . یه پدر دیوونه ای داشتی یه

مادر بدبختی تو هم بهت هیچی نمیدادن . حالا به من چه ارتباطی داره . به علاوه تازه تو چی شدی .

همین تحفه ای که الان من میبینم. به خاطر همون بد بختی ها . من نمیدونم چی میگی و بچه ها

همینطور حیروون میمونن و یه مقدار هم سخنرانی های مخصوص داریم . که مگه پول علف خرسه . مگر

بابات پولش از پارو بالا میره . اصلن بچه نمیدونه پارو چیه که بالا میره . یا مگر بابات سر گنج قارون

نشسته . گنج و قارون ! اینا چیه . چرت و پرت ها چیه ؟میگه پول بده خوب بده دیگه. یعنی اصلن باور

نکردنی است . برای اینکه بسیاری از ما از طریق پول میخوایم اوضاع رو کنترل کنیم . و این یک کنترل

بیمارگونه است. هشدارش رو بهتون میدم : کار دست خودتون میدید . کار دست خودتون میدید . به

همین جهت است که بعد از ده سال میبینید فکر جدایی به سر همسرتون زده . چرا؟ برای انکه در اثر

گفتگو حالا به این نتیجه رسیده که بیشتر از ده ساله که تو زندگی شما بوده اگه جدا بشه نصف ثروت

شما رو و اگه ازدواج نکنه خرجی رو که از شما هست میگیره و از دست شما هم زاحت میشه . فقط به

خاطر همین . بنابراین ما سر سه تا چیز مساله داریم . یکی پوله یکی مذهبه و یکی موضوع های

جنسی . سر پول برخی از اوقات آدمها میشکنن . مخصوصا و متاسفنه تو زندگی بسیاری از خانمها یه

ارتباطی بین پول و رابطه جنسی است. (همونطور که در مردها هست) . بدون اینکه خودمون متوجه

باشیم . به همین جهت است که برخی ازاوقات شما یه چیزی میشنوید . تعجب هم نکنید ها . مثلا

همسر من فقط یه شاخه گل بیاره . اول اینجوری شروع میشه ولی بعد از یه مدتی شاخه گله کار

نمیکنه . من انقدر خانمی دیدم که بر گشته گفته هر روزم گل میاره ولی فایده اش چیه آقای دکتر . غالبا

استدلالش هم دوچیزه : انقدر دلم از یه جای دیگه اش خونه .... . که گل میخام چه کار . سر قبرم بیاره .

دوم بسیاری از اوقات استدلال دیگه اش اینه که خودش که نمیاورد . من که بهش گفتم حالا از ترسش که

مبادا بخام جدا بشم و اونم به خاطر پولهاش که مبادا از دستش بره داره گل میاره . در حقیقت پول

خودمه که داره گل میخره برام میاره . بنابراین شما یه دفعه میبینید بیخود . و یا حرفی که میزنید که فقط

یه شاخه گل بیاره و البته تهش هم یه دونه انگشتر باشه . بنابراین گلی است که به زینت انگشتره . به

هر حال نمیخام راجب پول خیلی وقتتون رو بگیرم ولی میخام به شما بگم بازی در نیارید و شعارهای

عمومی رو هم ندید چون غالب اوقات تو خالیه . یه ذره جدی راجبش فکر کنید و دوچیز رو هم یادتون

باشه . شما صبح پا میشید راه میافتید برای پول و بادتون باشه وقتی که تو معبد روحانیتون میرید . آخر

کار این خدای گدا ازتون پول میخاد.

 

شماره شانزده : مساله بخشش است . forgive . من در ایران یه شعاری داشتم جز شعارهایی که

داشتم : تنها و تنها یک جاده انسان را از جهنم موجود به بهشت موعود میبره و اونم جاده بخشش

است . اگر نمیتونید ببخشید بدبختید. من اصلن با گذشت و تحمل و فداکاری موافق نیستم ها . گذشت

و تحمل و فداکاری یعنی من به دیگری اجازه بدم کار بد بکنه . من حرفی نزنم . او رو به خاطر کار بدش

تشویق بکنم . به او بگم این کار بد رو بشتر با من بکنه . این کار بد رو با دیگران بکنه . از او آدم بدتری

بسازم . به خاطر کار بدی که با من کرده من آسیب ببینم . من به خاطر آسیبی که دیدم به دیگران بدی

بکنم . من اصلن و ابدا با گذشت و تحمل و فداکاری موافق نیستم . ولی مساله بخشش داستان دیگری

است . بخشش یعنی یه کسی در حق شما یا شما در حق خودتون اشتباهی کردید . اون اشتباه رو

میفهمید و میپذیرید . ازش می آموزید . اگر در ارتباط با دیگری است معذرت میخواهید و آمادگی خودتون

رو برای جبران اعلام میکنید و پرونده رو میبندید. ولی ، ولی دیگه هرگز به اون آدم اجازه نمیدید که در

شرایط قبلی همون آسیب رو به شما بزنه . اصلن به من نگید که من سیصد دفعه همسرم رو بخشیدم

باز دوباره همون کار رو میکنه . ما برای بار دوم بخشش نداریم . شما وظیفه تون این هست که از خودتون

محافظت و مراقبت کنید . این یه موضوع بسیار پیچیده و جدی است . حتی برخی از اوقات اجازه ای که به

او میدید که همون کار بد و غلطش رو بکنه فقط به خاطر اینکه میخاین دت بالا را داشته باشید که هر

موقع لازم شد تو سرش بزنید . اینها مکانیزمهایی است که برخی از اوقات میل شما به قدرت و کنترل

است . و مساله خیلی جدی تر از اینه که اون مکانزمهای عادی به نظر بیاد . بنابراین مساله بخشیدن

یعنی آمادگی برای قبول این واقعیت که در دنیا کار بد و غلط خیلی کم است . آنچه که مردم انجام میدن

اشتباه است . mistake . و اشتباه لازمه رشد انسان ناقص است و بنابراین من آماده ام خودم رو به خاطر

اشتباهم و تو رو به خاطر اشتباهت ببخشم. ولی مشروط براینکه در یه شرایطی قرار بگیریم که آنچه که

اتفاق افتاده یه اشتباهی است که با بخشش پاک میشه و میره کنار . یعنی کسی است که به من چاقو

زده . من خودم رو به دکتر میرسونم چاقو رو در میارم که آزاد بشم . اگر کسی هستید که کسی رو

نمیبخشید یعنی چاقویی که به من خورده رو نگه میدارم و الان بیست سی ساله که این چاقو رو دارم و

اگر به این اجازه بدید که چاقوهای بعدی رو بهتون بزنه فقط نگاه کنید که چرا این کار رو میکنید و فایده اش

برای شما چه هست . function  یا کارکردش چه هست . موضوع ، موضوع بسیار پیچیده ایست ولی

چون وقت ندارم همین قدر میخام  خدمتتون عرض کنم که این مساله رو با گذشت و تحمل و فداکاری

اشتباه نکیند . چون اونجا بار منفی داره و همونطور که بارها عرض کردم  من دو چیز رو هنوز ندیدم :

آدمی که گذشت کنه تحمل کنه فداکاری کنه و آدمی که به خاطر بچه ها تو زندگی زناشویی بمونه . من

هنوز چنین چیزی ندیدم . من تنها چیزی که دیدم آدمی دیدم که چهار تا مشکل داره . نادانی . ناتوانی  .

نیازمندی . نگرانی . به من نشون بدید زنی یا مردی که تو زندگی زناشویی مانده به خاطر بچه ها . دلم

میخاد اون زن و اون مرد رو من ببینم .و من هنوز ندیدم . با این همه کاری که کردم . هر وقت که دیدم ،

 دیدم توش آدم نادانی بوده . آدم ناتوانی بوده . آدم نیازمندی بوده . آدم نگرانی بوده . وقتی که نادان

ناتوان نیازمند نگران هستم . چهارتا نون لعنتی . که من به خاطر بچه هام اونجا نموندم . مشکل من یه

چیز دیگه است . بنابراین مساله پیچیده است . ولی میخام توجهتون رو به این جلب کنم که این

پیچیدگی رو درست باهاش برخورد کنید .

 

شماره هفده : همسر شما قراره برای شما نفر اول باشه تو دنیای امروز . یعنی چی نفر اول؟ یعنی اینکه

او هفتاد هشتاد درصد زندگی شماست . بچه هاتون . خانوادتون . دوستانتون . دیگران . همه روی هم

بیست درصد . این معنی اوله . معنی اول این نیست که شما همیشه نفر اولید . شما نمیتونید به

همسرتون بگید من برای تو مهم ترم یا کار . بگه تو . پس سر کار نرو . من برای تو مهمترم یا دستشویی.

خوب معلومه تو . پس  دستشویی نرو . ما همچین بازی ای نداریم . مساله وقتی میگم نفر اول یعنی در

مجموع . و دوم اینکه در شرایط مساوی همیشه همسرتون انتخاب میشه . روزی که مادرتون میگه بریم

سینما و همسرتون میگه بریم تئاتر . اگر این دو تا در شرایط مساوی از نظر نیازی که به سینما و تئاتر

دارن شما باشد گوش به حرف همسرتون بدید. بیخودی بازی درنیارید که مامان چند روزه آمده اینجا . بعد

هم مامانم پاش لب گوره . بعد میمیره  بعد دل ما براش میسوزه بعد میریم سر قبرش افسوس میخوریم .

بعد این بیچاره تو زندگیش هیچی نداشته . اینها مساله شما نیست . علت اینکه مادر شما به این

بدبختی رسیده برای اینکه شوهرش نفر اول نگرفتتش . بنابراین بازی تمومه . وقتی شما همسر میگید

همسرتون نفر اوله . شما نمیتونید این بازی رو با هیچ کس دیگه در بیارید . با هیچ کسی . شما یه

مسئولیتی با دیگران دارید . درست وقتی که پشت فرمون نشستید مسئولیت شما جز در شرایط عجیب

و غریب استثنایی اداره کردن اتوموبیل خودتونه . با ماشین بقیه چه کار دارید. و بازی هم در نیارید ها .

بازی هم در نیارید . و لطفا این بازی رو در نیارید که بچه ها اول اند. نیستند. نیستند. روزی که بچه ها اول

باشند بچه ها رو شما از پا در میارید. مطالعات علمی نشون میده به میزانی که بچه های شما براتون

مهم تر از همسرتون هستند  آسیب شما به بچه ها بیشتره . وابستگی و اعتیادی که شما در بچه به

وجود میارید بچه ها رو از پا درمیاره . رابطه معکوسی داره هرچه بچه مهم تره زن و شوهر اهمیتشون

کمتره. اینا مال خانواده های بسته ای هستند که اصولن یک فاصله ی بسیار زیادی بین زن و مرد وجود

داره و رابطه از اساس و پایه غلطه و بنابراین حتی بچه ها دوم اند. معلوم است وقتی که شما با

همسرتون هستید و بچه ها همسر شما پدر و مادر اون بچه هست و معلومه اون بچه براش مهمه و

بنابراین خودشو در مقایسه با بچه نمیذاره . ولی اگر شما رو گذاشت ˛شما انتخاب میکنید . اگربچه

تون گفت بریم سینما و همسرتون گفت بریم تئاتر شما میرید تئاتر. حتی در مقابل بچه. برای اینکه این

انتخاب همسر شماست کع مادر یا پدر اون بچه هم هست. شما قرار نیست دیگه نقش دیگری رو هم

شما بازی کنید. این رو به این دلیل عرض میکنم که خط رو مشخص کرده باشم . باید مسئله این است

که همسر شما نفر اول زندگی شماست . مادر شما و پدر شما زندگی خودشون رو دارن . مادر شما نفر

اول زندگی پدرتونه. پدر شما نفر اول زندگی مادرتونه. اونا دارن اول رو. همسر شماس که نداره. و اون

شما رو داره. و بنابراین نفر اول سر جاشه.

 

مورد شماره هجده : شما قراره قدردان و قدر شناس باشید . با یک مطلب دیگه : شما قرار نیست از

همسرتون چیزی رو بخواهید مگر با گفتن جمله "لطفن" . "خواهش میکنم" . من پسر کوچکم از بس این

موضوع رو به صورت یه چیزی در آورده بودم نمیتونس بگه میگفت : لفطن . و هنوزم برخی از اوقات

میپرونه لفطن. و بعدش هم "تشکر" . یعنی شما نمیتونید بدون "لطفن " و "تشکر" هیچ جمله ای رو با

همسرتون داشته باشید و وسطش هم قرار است که یه دو جمله مهربانانه داشته باشید و قرار است که

قدر دان و قدر شناس باشید. وارد این بحث نمیخام بشم که بسیاری از مردم تمام رنجشون تو دنیا اینه

که کسی قدرشون رو ندونسته. علت اینکه شما تو مسابقات اسکار رو میبینید بیشترتون اقلا یکی

دوباری گریه میکنید مال اینه که اونجا قدر دانی و قدر شناسی میشه. از کاری که یه کسی کرده و اونی

که میره اون بالا از مادرش ˛ خواهرش ˛ همسرش ˛ یه کسی که کمکش کرده قدردانی میکنه. تمام ما

اون ته وجودمون سر مساله اینکه ازمون قدردانی و قدر شناسی ازمون بشه رنج میبریم. برای اینکه

خودمون میدونیم چه اندازه رنج بردیم برای دیگران و هیچ وقت فهمیده و شناخته نشدیم . بنابراین شما

وظیفه تون قدردانی و قدرشناسی است. به هر شکل و فرمی که میدونید هست. یعنی اون آدم باید

بدونه که شما از زندگی با او ˛ از کاری که در خصوص بچه ها میکنه ˛ از وقتی که داره صرف میکنه ˛  از

هر چه ˛  از هرچه که هست قدر دان و قدر شناسش هستید و این موضوع است که یه آدم رو به آرامش

می رسونه و زیر پاش رو خالی نمیکنه.

 

شماره نوزده: شما قراره روابط اجتماعی رو ˛ روابط خانوادگی رو ˛ روابط فامیلی رو ˛ روابط فامیلی رو با

همکاری هم تنظیم کنید. شما باید تصمیم بگیرید که هفته ای چند دفع با چه دویتانی چه جور رابطه ای

میخاید داشته باشید. با خانوادتون چگونه. شما نمینوتید به خانوادتون بگید بیاید خونه ی ما . شما

نمیتونید برید خونه بعد مث گذشته ها بگید خانم غذا حاضر کن چندتا مهمون دارن میان. شما این کارو

نمیتونید بکنید. روابط اجتماعی ˛ روابط خانوادگی ˛ روابط دوستانه ˛ حتی رابطه با بچه ها باید با

همکاری شما تنظیم بشه قرار ها گذاشته بشه و خاطرتون آسوده بشه که چنین است. شما نمیتونید یه

دفعه وارد خونه بشید و ببینید که خونواده همسرتون اونجا نشستند. شما قراره که تو این زمینه بدونید .

اصلن مهم نیست که اونا خوبن یا بدن . ای بسا شما با دیدن اونها خوشحال هم بشید وقتی میرید و

میبینید اونها هستند. ولی مهمش این هست که باید از قبل بدونید. شما همیشه خبرش رو میدید و این

روابط باید همیشه تنظیم بشن. باید organize بشن. سازمان داده بشن . یه نظم و ترتیبی توش وجود

داشته باشه.

 

شماره بیست: من و شما سه تا وظیفه برای خودمون داریم:

1.       اداره کردن خودمون . managing ourselves.

2.       کنترل کردن خودمون .

3.       انضباط و discipline

کسی نه قرار است ما رو کنترل کنه˛ نه قراره ما رو اداره کنه و نه قراره ما رو به انظباط  بکشونه. Self-control. Self-discipline. Self-management.  . و این منجمنت و منیج کردن در زمان و پول سر جای

خودش هست . شما باید خودتون این کارو بکنید و همسرتون رو کمک کنید که این کار رو بکنه. من قراره I have to have a self control . من قراره بدونم اینجا که رفتم این حرفها رو نمیتونم بزنم. من قراره بدونم

وقتی میرم تو این مهمونی به خاطر اینکه یه ذره مشروب بخورم کنترلم رو از دست میدم ˛ مشروب

بیشتری بخورم .من حق ندارم شروع کنم خوردن مشروب. من باید بدونم وقتی که همسر من ناراحت

میشه از مشروب خوردن من و بازی هایی که در میارم این منم که باید کنترل کنم خودمو . او نمیتونه

بشینه هی اینجوری کنه که نه یا نخور یا اینجوری نکن . یا فلان . یا نه. خورده یا بسه . یا متاسفانه تو

مهمونیها شما میبینید زن و شوهر انقدر سر و صدا یا صورتهای عجیب وغریب در میارن چون میخان پیام

هایی به هم بدن . نه بسه خیلی خورده نه خیلی ممنون. مثل اینکه بچه کوچولو ئه. مساله self control

و self discipline مساله اصلی و اساسی شماست. و مهم است که تو زندگی این رو تنظیمش کنید.

 

شماره بیست و یک: مساله دیگه دادن حال و احساس خوب است به همسرتون. چندتا چیز است که

همسر شما از جانب شما احتیاج داره.

1.       TRUST اطمینان

2.       CALM , RELAX آرامش ˛ آرام بودن

3.       FREEDOM, FREE احساس آزاد بودن

4.       INDEPENDENT استقلال

5.       SECURITY امنیت

شما تو این زمینه ها باید همسرتون رو کمک کنید. همه ما احتیاج داریم که اطمینان رو ˛ امنیت رو ˛

آرامش رو ˛ آزادی رو و استقلال رو از جانب دیگری که ما رو به اون سمت هل میده داشته باشیم . ما هم

او رو به این سمت هل بدیم . اینا دادن حال و احساس خوب است. ببنینید برخی از اوقات با وجودیکه من

ابدا این کار رو روی خط رادیو نمیکنم ولی وقتی دوستان روی خط رادیو میان و بعدا سوال من این است که

مشکل و مساله ای که دارید بهتون با اطمینان عرص میکنم که کاملن قابل حله ˛ کاملن میشه اون رو

وقتی که به درستی باهاش برخورد کنی پشت سر گذاشت. قالب اوقات از تشکری که اون آدم میکنه هم

متوجه میشم که به یه امنیتی و به یه آرامشی رسیده. فقط با یه جمله. ما این امنیت و آرامش رو از

جانب هم داریم. حالا بسیاری از اوقات شما تا به هم میرسید : اوضاع خراب نشه ها . بد بخت نشیم

ها . سیتیزن شیپ یه عده رو شنیدم کنسل میکنن مال مارو کنسل نکنن ها . شما یه عده رو میبینید

متخصص دلهره  دادنن. بچه همسایه دیدی چی شد ؟ دزدیدنش . آخه ما که بچه نداریم|! حالا اگه

داشتیم! شما احتیاج به این دارید که حال خوب و احساس خوب به درستی به هم بدید . نه اینکه پرت و

پلا به هم بگید ها . مثلن تو بلند ترین مرد یا زن دنیا هستی ! یا تو مثلن زیبا ترین زن دنیا هستی! شما

میتونید بگید تو مثلن زیباترین زن هستی برای من که به من میدادن . اما تو زیباترین زن دنیایی خوب این

ول میکنه میره تو تلویزیون برای اینکه اول بشه˛ نمیشه ˛ برمیگرده . این حرفهارو باید یه مقدار مراقب

بود . اینهاست حال خوب دادن . ائن امنیت . آرامش استقلال آزادی اون relaxation است که حال خوب

است که شما وقتی کنار یک کسی هستید حالتون خوب است . من بارها بچه هام مخصوصن پسر

بزرگم وقتی که با من صحبت میکنه همیشه آخرش این هست که بابا آدم با تو که حرف میزنه راحت و

آسوده میشه . یه جوری منو بغل میگیره که اون احساس امنیت و آرامش رو توش میکنم. تو کار

رواندرمانی و تراپی بسیاری از اوقات دوستان حرفشون این هست که گرچه عیبم رو گفتی ˛ گرچه بهم

حمله کردی ˛ گرچه به من اشتباهم رو گفتی ˛ گرچه به من گفتی مریضی ولی به دلیل امنیت و

آرامشی که با گفتنت و با امید برای بهتر کردنش به من میدی و توانایی که در تو میبینم برای اینکه من رو

کمک کنی راحتم باهاش. بنابراین بسیار مهم است شما یادتون باشه من اقلن رو خط رادیو به هزار نفر

گفته ام دیوونه ای خلی خری همه چی گفتم . یک نفرشون اعتراض نکردن . غالبا هم تشکر کردن. خب

چی نشون میده؟ نشون میده مساله این نیست. نشون میده مساله اینه که آدم خاطرش آسوده باشه

که اوضاع اینه. من بچه هام وقتی کوچولو بودن بهشون اصلن نمیگفتم پسر خوب . میگفتم من اصلن

پسر خوب دوست ندارم . من پسر متوسط دوست دارم. تا اینکه شما برگردید بگید تو بهترینی. بچه

همینجوری معطل میمونه که رفت تو مدرسه. هیچکس مارو بهترین نمیدونه! . مخصوصن سال اول بچه

اول . چون هی پدر مادر میگفتم تو بهترینی بعد میره اونجا میبینه بیست تا بچه از او بهترن معلم هم به

من محل نمیذاره . به هم میریزه . لااقل بچه دوم انقدر بچه اول تو سرش زده که اینجور فکر نمیکنه . ولی

بچه اول ابدا . میره ... آقا ما اولینیم . که اینها ضربه های سنگینیه . بنابراین اینو با همسرتون نزنید.

 

شماره بیست و دو: مساله این است که شما با هم ازدواج کردید که با هم رشد کنید. شما با هم ازدواج

نکردید که یکیتون فریز بشه و بچه بشید. شما میبینید بسیاری از اوقات مخصوصا مردها دنبال یک زنی

هستن که برن بگیرنش اونو بچه اش کنن. حالا بمون . من همه کارها رو میکنم . حتی بعد از یه مدت تو

خونه ˛ آشپزی هم من میکنم. ظرفها هم من میکنم . خونه هم من جارو میکنم. تو فقط بشین مث ملکه

خودتو باد بزن. ما تو زندگی آمدیم ˛ یه راه وجود داره ما همه مون پرنده ای هستیم در حال پرواز . روزی

که پرمون رو بستیم مطمئن باشید سقوط میکنیم . بنابراین تو زندگی مساله رشد است . مساله این که

خاطر مبارک آسوده باشه نداریم. بگی بخواب راحت باش عزیزم آدم رو از پا در میاره . حتی پدر مادرها

تون این کار رو نکنید. روزی که شما آمدید همه نیازهای پدر و مادرتون رو برآورده کردید به زودی اونها رو تو

قبرستون گذاشتید. روزی که گذاشتید هر کاری که میتونن بکنن رو بکنن اونها زنده هستند . بدن انسان

چه از نظر فیزیکی چه از نظر روانی اینه . تا زمانی که ازش کار میکشید کار میکنه وقتی که ازش کار

نمیکشید if you don’t use it you lose it . بنابراین مساله رشد است . دوم اینکه شما میدونید همیشه

در ارتباط با خودتون و دیگران شما میتونید از خودتون خوب یا بهتر یا بهترین یا بد یا بدتر یا بدترین رو

دربیارید. برخی از اوقات من یه تئوری ای دارم به نام تئوری انگشتی. من این وسط هستم خود واقعی

منه. ACTUAL SELF.  . یه خود خوب دارم اینجاست . من همه این کارها رو میتونم یه ذره بهتر انجام بدم.

یه خود بهترین دارم وقتی که بهترینهامم. در عین حال من یه خود بد دارم که یه ذره خسته باشم . ول

کنم . حوصله نداشته باشم. یکی بدترینه که یه کارایی هیچ وقت نمیکنم. ما همیشه تو این پنج تا حالت

گرفتاریم. مهم اینه که چه میکنیم . آیا در همسرتون خوبش یا بهترینش رو درمیارید . یا میگردید بدترینش

رو در میارید. روزی که شما در ارتباط با خودتون یا همسرتون بد یا بدترین رو در میارید خبر بد براتون دارم

پنج سال بعد دیگه تحمل خودتون و او براتون غیر ممکنه. در حالی که اگر شما در خصوص ارتباط با بچه ها

و همسرتون به سمت خوب و بهتر خودتون و او برید بعد از یه مدتی از او یه آدم بهتری ساختید . علتش

هم این است که او خوبش یا بهترینش شما رو میبره سر جای واقعیش و به تدریج اون چیزی که بد و بدتره

بیرون رفته و جاش حتی خود واقعیش رفته جای خود واقعیش قرار گرفته. یعنی من پنج سال بعد یک کس

بهتری شدم. مطمئن هستم که متوجه مساله هستید. بنابراین مساله رشد و بهترین رو درآوردنه . شما

برخیتون متخصص این هستید که آدم زن بده دستتون مرد بده دستتون شش ماه بعد گندیده فاسد بیارید

تحویل بدید. هر کی رو بدن دستتون. شش ماه هشت ماه بعد از کار میندازیدش فلجش میکنید میارید

بعد میگید این چرا اینجوری شد . در حالی که مهمترین مساله این هست که آیا شما از یک کسی

بهترین و برترین رو در میارین؟ با کمکش میکنید که در بیاد و خودتون چنینید یا نه؟

 

شماره بیست و سه: مهمش این است که کوشش کنید همسرتون رو بفهمید و بعد از اینکه بفهمید

بپذیرید. معناش این نیست که باهاش هم عقیده باشید . در خصوص آدمها هم همینه . من رو خط رادیو

کوشش میکنم آدمها رو بفهمم و اونها رو به صورتی که هستن بپذیرم ولی با عقیده شون موافق

نیستم . معنی فهمیدن و پذیرفتن کاملا متفاوته با فهمیدن و قبول کردن دیگری. شما تو زندگی قراره

دیگران رو بفهمید و اونها رو آنگونه که هستن بپذیرید. همسرتون همینه که هست. بفهمیدش و بپذیرید.

چون شما او رو انتخاب کردید. در مجموع او برای شما بهتر بوده یا بهترین بوده . ولی شما نمیتونید بگید

که تو چون متفاوت با منی من با تو مساله دارم . نه من تو رو میفهمم و تو رو همینگونه که هستی

میپذیرم. اگر شما حرفتون این باشه که من تو رو میفهمم و اگر به صورتی که من درست میدونم باید

دربیای تا تو رو بپذیرم یا دوست داشته باشم که شما آدم خودخواهی هستید. شما روزی میتونید بگید

من رو دوست دارید که من مختلف و متفاوت رو دوست داشته باشید. اگر شما منی رو که عین خودتون

هستم دوست دارید که شما فقط یه خودخواهی هستید که فرافکنی کردید خودتون رو با من. و بسیاری

از اوقات وقتی که شما یه آدمی رو دوست دارید به خاطر اینه که او رو مث خودتون میدونید. در حالیکه یه

ذره نگاه کنید ˛ ته وجودتون میبینید خودتون رو دوست ندارید. و خودتون رو آنگونه که هستید نمیپسندید.

خوب یه تحفه ای هم پیدا شده عین شما و خوب بعدا چه خواهد شد. بنابراین تو زندگی قراره این رو

همینجوری که هست بپذیرید. بذارید به شما بگم : این زن و شوهری که شما میبینید یا اوایل دیدید

معمولا یه ده بیست درصد با گذشت زمان بدتر میشن . اینها بهتر نمیشن. اصلن ما زنی که خوب بشه

شوهری که خوب بشه نداریم. ما فقط زنی که بدتر میشه شوهری که بدتر میشه داریم. اگه میبینید

بیست درصد بدتر میشه شما هنوز میخاینش خوش آمدید. اگه همینی که الان هست رو نمیتونید تحمل

کنید برید دنبال کارتون .  بنابراین مساله فهمیدن و پذیرفتن موضوع مهمیه.

 

شماره بیست و چهار: مساله ظاهر و زیباییتون. ببینید یه گرفتاری کهتو فرهنگ ما هست اینه که ما برای

دیگران خودمون رو خوشگل میکنیم ولی  تو خونه نه. تو خونه اصلن برخی از اوقات اگر همسرمون ما رو تو

خیابون ببینه مخصوصا اگر آقا باشه دنبالمون راه بیافته آريالا عجب تیکه ایه. بعد میرید متوجه میشید زن

خودتونه. برای اینکه تو خونه اینجوری نبود.  و بسیاری از اوقات خانم ها وقتی شوهرشون رو تو مهمونی

میبینن فکر میکنن چه شاخ شمشادیه اما تو خونه خدا به خیر کنه . قربونتون برم اولین چیزی که مواظب

باشید اون چیزیست که رابطه ها رو میسازه و ویران میکنه و اون بو است. من این رو بارها عرض کردم . بو

یه جایی تو مغز قرار داره که همه چیزو خاموش میکنه یا روشن میکنه یا خراب میکنه یا میسازه . به

بوتون اهمیت بدین و به بوی اونم اهمیت بدید . بوهارو درست کنید. درست کنید. برخی از شما مشکل

دهان و دندان و لثه دارید. این همه دکتر و متخصص هستن میتونن کمکتون کنن. یه عده تون مشکل جهاز

هاضمه دارید  بعضیهاتون از بدنتون یه جور بویی یا عرقتون میاد بالا اینا رو بعضی هاشو میشه درست

کرد. دستم به دامنتون . لطفا حرفهای پرت و پلای پزشکی نزنید. سیر به دردتون نمیخوره پیاز به دردتون

نمیخوره. این ادویه رو نخورید. اینها بوی گند میده. شما سیر میخورید بعدا گوگرد از بدنتون میزنه بیرون

هیچ کس نمیتونه تحمل کنه. قربونتون برم بیخود نگید این میجنگه کلسترول و ... ولم کنید کلسترول اولن

نمیجنگه . سیر با کلسترول کاری نداره . هزارتا راه دیگه وجود داره . حالا چرا باید سیر بخوری تا کلسترول

در بره. خب طرف هم در میره. من انقدر تو کار تراپی داشتم که باورم کنید اینکه جدی عرض میکنم

هزارتاشون دوهزارتاشون که چرا رابطه جنسی تموم شد؟ فلانی نزدیک بهش میشم بوش من رو از کار

میندازه. این مخصوصن تو آقایون خیلی جدی تره . علتش هم این است که مرد یه سیستم جنسی که

نداره . زن یه سیستم جنسی داره که اگه ول بده معمولا ول داده. مرد سه تا سیستم باید کار بکنه. تنها

سیستم SEXUAL نیست . سیستم عصبی˛ سیستم گردش خون . اصلن یه سیستم هیدرولیکی که

باید بتونه این سیستم رو بالا بکشه و بعدا نگه داره. شما با بوتون اون سیستم رو میترکونین. این عطر و

ادوکلن ها رو تو خونه مصرف کنید. بیرون برای کی مصرف میکنید. شما به دنبال کی هستید. این طرف که

برده که پس آورده با بقیه میخاید چی کار کنید. بنابراین مساله بو رو مواظب باشید . مواظب آرایش و

ظاهرتون باشید . میدونید حتی پیشنهادی که میکنن این هست که بهتر این است که هفته ای یکی دو

شب  حتمن برید بیرون . لباس خوب بپوشید برید غذاتون رو بیرون بخورید . درست مث زمانی که DATE

میکردید برگردید خونه . مکانیزمی که چندین جنبه داره کمکتون میکنه که صرف نظر از تمایل جنسی

رابطه رو پیدا کنید. نمیخام وارد بحث جنسی بشم. چون دلم میخاد یه فرصتی باشه تو قسمت نباید ها

باشم. اما خدمتتون عرض کنم شما دلیلی که با هم ازدواج کردید به خاطر اینه که زن و مردید. اگه به

دلایل دیگه ای بود معمولن دوامی نداره . برای اینکه رابطه جنسی و رابطه احساسی و عاطفی و

عشقی زمینه ژنتیک ˛ بیولوژیک˛ فیزیولوژیک ˛ نورالوژیک ˛ روانی ˛ اجتماعی ˛ فرهنگی و تاریخی داره.

شما اگر این سیستم رو نتونید درستش کنید گرفتاریه . مساله رابطه جنسی یک مشکل بزرگ مردم

دنیاست برای اینکه 1. هر حالی که شما از نظر جنسی دارید بیشتر از پنج درصد مردم دنیا ندارن . نود و

پنج درصد یه جور دیگه اند. 2. معمولن پر از اشکال و عیب و ایراد اینجاش هست . یه مقدار باید در این

زمینه دونست. ولی یکی از اون مطالب این هست که شما باید به سمت اون آدم کشیده و کشانده

بشید. نه اینکه خودتون رو به خواب بزنید یا اینکه انقدر تو آشپزخونه بمونید تا او خوابش ببره یا بعدا انقدر

بازی و بهانه در بیارید و گرفتاری هایی که هست یا باید مشروب بخورید یا مواد مخدر و یا آخر کار که دیگه

کم میاریم یه ویدیویی بذاریم یا فیلمی که از طریق اونها تحریک بشیم. اینها گرفتاریه . این سیستمها رو

میشه درستش کرد و اگه درستش نکنیم کار دست خودتون میدین. آخر کار اون چیزی که آدمها رو ˛ زن و

شوهر ها ˛ رو برای هم نگه میداره مساله رابطه جنسیه. اشکال کار اینه که تو آقایون یه مقدار فیزیکال و

مکانیکال است که اگر مردی دارید که اینجوریه نگهش داره . علتش هم روشنه تا هفتاد هشتاد سالگی

این سیستم کار میکنه . ولی اگر یه مردی دارید که مث شما احساسی و عاطفی است و چون به مادر

من اینجوری گفتی برای شش ماه دیگه کاری بهت ندارم خبر بد براتون دارم به زودی هیچ کاری باهاتون

نداره. خانمها یه ماجرای دیگه ای دارم . زن و مرد میدونید از نظر جنسی بسیار با هم متفاوتند. علتش

هم این است که طبیعت دست به یک کار عجیب و غریبی زده . مرد در یک رابطه جنسی با خارج از

خودش ارتباط داره . تازه با خارجی که نداره و بعدا پیدا میکنه. زن باید یه کسی رو به درون خودش

بپذیره . و اصلن من نمیدونم چه خبره. شما فکرش رو بکنید !  اینه که در تمام حیوانات از جمله انسان

این مرده که دنبال زن میدوه. برای اینکه یه چیزی برونه داره میدوه. در حالی که زن باید یک کسی رو به

درون خودش بپذیره . خب خیلی متفاوت است آدم دست تو دماغ یکی بکنه یا یکی دست تو دماغش

بکنه. بنابراین موضوع رابطه جنسی رو و این ظاهر و زیبایی رو جدی بگیرید. بعد هم این سیستمی است

که میدونید اگر به درستی به کارش بندازید کار میکنه. این سیستمی است که اگر از کار بندازیدش کار

نمیکنه بعدا. برای این کار کمک های پزشکی و روانی میشه گرفت . مساله انسان اینه ˛ بذارید این جمله

رو بگم چون برام مهمه˛ میان یه زن و شوهرکه همدیگه رو دوست دارن رابطه جنسی ˛ هیچ رابطه ای در

جهان از نظر فیزیکی از نظر مادی از نظر روانی از نظر احساسی از نظر عاطفی از نظر فیزیلوژیک از نظر

بیولوژیک از نظر ژنتیک از نظر من از نظر روانی و روحانی بالاتر از رابطه جنسی زن و شوهری که همدیگه

رو دوست دارن تو چهارچوب ازدواج نیست. شما یه همچین رابطه ای رو ندارید. به من نگید رابطه مادر و

فرزند . اشتباه میکنید من نمیدونم شما یه همچین رابطه ای رو چطور میشه سرسری بهش نگاه کرد و

بازیچه گرفتش. و با توجه به بیماریها و گرفتاریها باهاش برخورد کردو متاسفانه همه ما در بیشتر زمینه

های رابطه جنسی عیب و ایراد و اشکال داریم. علتش هم این است که نه به طریق درست علمی

میدونیم و تازه اون اندازه که دنیای علم به ما گفته پدر و مادرها و در کودکی ما میدونستن که ما رو

کمکمون بکنن برای اینکه رابطه جنسی درستی داشته باشیم . ما پر از گرفتاری هستیم . انقدری که

متاسفانه بسیاری از ما رابطه جنسی را هنوز شهوانی و حیوانی و پر از کثافت و نجاست و فلان و بهمان

میدونیم و ---------  و به همین جهت است که ما هم توش گرفتار شدیم. یعنی این رو به این دلیل

خدمتتون عرض میکنم که یه مقداری این موضوع رو جدی بگیرید . چون متاسفانه وقت ندارم . و بالاخره

 

شماره بیست و پنج: که برای من بسیار مهم است ولی فقط باید اشاره کنم و ازش بگذرم این است که

من و شما تو زندگی قراره ...این جمله رو بگذارید یه جور دیگه بگم . من همیشه ˛ همیشه با خودم

اختلاف دارم . من الان اگر نوار خودم رو بشنوم میگم چرا این حرفها رو زدم . چرا اون حرفها رو نزدم . چرا

این شوخی ها رو کردم چرا اون مطلب رو یادم رفت. من همیشه با خودم اختلاف دارم. بنابراین من

همیشه با شما اختلاف دارم . درباره هر موضوعی . هر موضوعی . حتی وقتی که درباره یه موضوعی

هم با هم توافق داریم مگر به جزییات وارد بشیم با انگیزه و هدفها با هم اختلاف پیدا میکنید. پس من و

شما همیشه با هم اختلاف پیدا میکنیم. هیچ زن و شوهری پیدا نمیشن که با هم اختلاف نداشته

باشن . مهم اینه که آیا من و شما حاضریم که اختلافهامونو به درستی طرح کنیم . و اختلافاتمون رو حل

کنیم. هیچ زن و مردی نیستن که با هم اختلاف ندارن. اگه به من بفرمایید که با هم اختلاف نداریم یعنی

یا دروغ میگید یا انقدر نادانید . هیچ راهی غیر از این نیست. بیخودی روی خط رادیو نگید که ما با هم

دیگه هیچ اختلافی نداریم . ما همچین چیزی نداریم . ما همه با هم اختلاف داریم . مساله این است که

آیا حاضریم اختلاف هامون رو طرح کنیم و حل کنیم یا نه و یادتون باشه ˛ گرچه تو قسمت نباید هاست

ولی بذارید همینجا خدمتتون عرض کنم ˛ هرگز هرگز هرگز اختلاف زناشویی رو بیرون نبرید. هرگز

همسرتون رو مجبور و وادار به کاری که او دوست نداره و درست نمیدونه نکنید. حتما آسیب میبینید. به

جایی برسید که توافق کنید. حتی توافق کنید که ما با هم توافق نداریم . به جایی برسید که هر دو

احساس کنید برنده اید. به جایی برسید که حتا به این نتیجه برسید که ببین من و تو سر این موضوع

اختلاف عقیده داریم . اینجوری اینجوری اینجوری فکر میکینیم . و حتا بیان میکنیم که او بفهمه شما رو

فهمیده. و شما بفهمید اورو فهمیدید. من اینجوری فکر میکنم ولی از تو خواهش میکنم این کار رو

اینجوری بکنی. یا من با وجودی که مخالف این عقیده و نظر و کار هستم چون تو اصرار داری میگم بسیار

خوب این کار رو بکنیم. اسم این بردن است . دو طرف هم بردین حتی وقتی که به نظر غلط او رضایت

میدید. اما روزی که نظرتون رو به دیگری در هر زمینه ای تحمیل میکنید مطمئن باشید که تمام زندگی

زناشویی و زندگی رو باختید. تمام زندگی زناشویی و زندگی رو باختید. ما تو زندگی برنده نداریم. این

درست مثل این هست که تمام شادی شما این باشه که من میام سر چهار راه میزنم به ماشین تو

خوشبختانه ماشین من هزار دلار خسارتش شد مال تو ده هزار دلار. خبر بد براتون دارم این ده هزار دلار

از آن هر دو شماست . هیچ وقت رابطه زناشویی رو نبرید. هیچ وقت همسرتون رو در شرایطی نذارید که

وادارش کنید یک کاری رو بکنه با نکنه. با برادرش یا خواهرش یا مادرش اینجوری یا اونجوری بکنه. نکنید.

گفتگو کنید و او رو به این نتیجه برسونید که این به صلاح هر دوتونه . حتا میتونید نظر مختلف و متفاوتتون

رو داشته باشید و از او بخواهید که به خاطر شما این کار یا اون کار رو بکنه یا شما به خاطر او این کار یا

اون کار رو بکنید. ولی این یک توافق است که بین دو آدمی که با هم اختلاف دارن به یه جایی میرسونه.

تا درست برعکس فکر کنید که چون من زورم به یه جایی میرسه این ماجرا رو بهت تحمیل میکنم و تو هم

چاره ای جز پذیرفتن این موضوع و مساله نداری.

پایان ۲۵ باید در بخش سوم